پنجشنبه 3 خرداد 1397
»
به نام خدا زیارت در قرآن قرآن كریم به پیامبر فرمان می‌دهد كه هیچ‌گاه بر جنازه‌ منافق نماز نگذارد و نباید بر كنار قبر او بایستد آنجا كه می‌فرماید: «وُ لا تُصَلِّ عُلی اَحُدٍ مِنْهْمً ماتَ اَبُداً وُ لا تَقُمً عُلی قَبًرِهِ إِنَّهْمً كَفَرُوا بِاللَّهِ وُ رُسْولِهِ وُ ماتُوا وُ هْمً فاسِقُونُ»[ ...

به نام خدا

زیارت در قرآن

قرآن كریم به پیامبر فرمان می‌دهد كه هیچ‌گاه بر جنازه‌ منافق نماز نگذارد و نباید بر كنار قبر او بایستد آنجا كه می‌فرماید:

«وُ لا تُصَلِّ عُلی اَحُدٍ مِنْهْمً ماتَ اَبُداً وُ لا تَقُمً عُلی قَبًرِهِ إِنَّهْمً كَفَرُوا بِاللَّهِ وُ رُسْولِهِ وُ ماتُوا وُ هْمً فاسِقُونُ»[1]

«برای كسی از آنان (منافقان) اگر بمیرد، هیچ‌گاه نماز نگزار و بر قبر آنان (برای طلب مغفرت) نایست، آنان به خدا و پیامبرش كفر ورزیدند و در حالی كه فاسق و بدكارند، مرده‌اند.» در این آیه، برای هدم شخصیت منافق، و دادن گوشمال به اعضای این حزب، به پیامبر خدا فرمان می‌دهد:

1ـ بر جنازه‌ احدی از آنان نماز مگزار.

2ـ بر قبر آنان نایست. این حقیقت را با جمله‌ی «ولا تقم علی قبره» ادا كرده است.

از این كه می‌فرماید: درباره‌ی منافق این دو كار را انجام نده، مفهومش آن است كه این كار درباره‌ی غیر منافق خوب و شایسته است.

اكنون باید ببینیم مقصود از «وَ لا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ» چیست؟ آیا مقصود تنها قیام به هنگام دفن است كه درباره‌ی منافق جایز نیست و درباره‌ی مؤمن لازم و شایسته است؟ یا مقصود اعم از زمان دفن و دیگر مواقع است؟

برخی از مفسرّان آیه را ناظر به زمان دفن دانسته‌اند ولی گروهی دیگر؛ مانند بیضاوی و غیره، با دید وسیع نگریسته و آیه را چنین تفسیر می‌كنند: «وَ لا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ لِلدَّفْنِ أوْلِزِیارَهٍ.»[2] دقت در مفاد آیه می‌رساند كه مقصود یك معنای وسیع است؛ اعم از توقف هنگام دفن یا وقوف پس از آن.

زیرا دو جمله، مجموعِ مضمون آیه را تشكیل می‌دهد و آنها عبارتند از:

الف) «وُ لا تُصَلِّ عُلی أحُدٍ مِنْهْمً ماتَ أبُداً»

لفظ «أَحَدٍ» به حكم این كه در سیاق نهی واقع شده، مفید استغراق افراد است و لفظ «أبداً» مفید استغراق زمانی است و معنای جمله چنین است: «برای هیچ كس از منافقان و در هیچ زمان نماز مگزار.»

با توجه به این دو لفظ، می‌توان به روشنی به دست آورد كه مقصود از جمله، خصوصِ نماز بر میت نیست؛ زیرا نماز بر میت فقط یك بار قبل از دفن انجام می‌گیرد و دیگر قابل تكرار نیست، پس اگر مقصود خصوص نماز میت بود، نیازی به آوردن لفظ «أبداً» نبود و تصور این كه این لفظ به منظور افاده‌ی «استغراق افرادی» است، كاملاً بی‌مورد است؛ زیرا جمله‌ی «لا تُصَلِّ عُلی أحُدٍ» مفید چنین شمول و استحباب است، دیگر لزومی ندارد كه بار دیگر به بیان آن بپردازد. گذشته از این، لفظ «ابدا» در لغت عربی برای استغراق «زمانی» است نه «افرادی»؛ مانند: «و لا أنً تَنْكِحْوا أزْواجُهْ مِنً بُعًدِهِ أبُداً»[3].

بنابراین مفاد جمله‌ی نخست این است كه: «هیچ‌گاه برای احدی از منافقان طلب رحمت و مغفرت مكن، خواه با گزاردن نماز و خواه به غیر آن.»

ب) : «لا تَقُمً عُلی قَبًرِهِ»

مفهوم این جمله، به حكم عطف بر جمله‌ی پیشین، چنین است: «وُ لا تَقُمً عُلی قَبًرِ أحُدٍ مِنْهْمً أبُداً» زیرا قیودی كه در معطوف علیه وجود دارد بر معطوف نیز وارد می‌شود. در این صورت نمی‌توان گفت: مقصود از «قیام» همان قیام هنگام دفن است؛ زیرا فرض این است كه قیام موقع دفن، درباره‌ی هر فردی قابل تكرار نیست، و لفظ «ابداً» كه در این جمله نیز در تقدیر است، حاكی است كه این عمل قابل تكرار می‌باشد و تصور این كه این لفظ برای استغراق افراد است، پاسخ آن در جمله قبل گفته شد؛ زیرا با وجود «أحدٍ» نیازی به افاده مجدد آن نیست. با توجه به این دو مطلب در الفاظ: «لا تصل» و «لا تقم» می‌توان گفت: خداوند پیامبر را از هر نوع «طلب رحمت» بر منافق، خواه از طریق نماز بر مرده‌ی او و یا مطلق دعا و از هر نوع «وقوف بر قبر» او، خواه هنگام دفن یا پس از آن، نهی كرده است، و مفهوم آن است كه این دو عمل: طلب رحمت و قیام و وقوف بر قبر مؤمن در تمام اوقات، جایز و شایسته است و یكی از آن اوقات، وقوف بر زیارت و خواندن قرآن بر مؤمن است، كه سالها است به خاك سپرده شده است.

[1] . توبه/84.

[2] . تفسیر بیضاوی، ج3، ص77.

[3] . احزاب/53.

آيت الله جعفر سبحاني- آئين وهابيت، ص103

 

 یكی از عللی كه مسلمین را برای زیارت اهل قبور سوق می‌دهد، اعتقاد به زنده بودن آنها است. تمام ادیان و شرایع الهی، انسان را برای بقا می‌دانند نه برای فنا، لذا با آمدن مرگ، ‌جسم خاكی انسان در زیر خاك نهفته می‌شود، امّا روح او زنده و به جایگاه متعالی اوج می‌كند. در این جا به اختصار به بررسی ادله زیارت قبور (اولیاء الله و دیگر افراد) می‌پردازیم. كه جهت تكمیل بحث علاوه بر دلیل قرآنی از روایات و شواهد تاریخی هم استفاده می شود:

1. دلیل قرآنی

خداوند در سوره توبه آیه 84 می‌فرماید: «و لا تصلّ علی احدٍ منهم مات ابداً و لا تقم علی قبره...»؛ هرگز بر هیچ یك از آنها (منافقان) كه بمیرد نماز مخوان! و بر قبرش (طلب مغفرت و رحمت را) مایست، چرا كه آنها به خدا و رسولش كافر شدند و در حال فسق (و بیرون از طاعت خدا) مردند».

از این آیه استفاده می‌شود كه پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر جنازه مردگان نماز می‌خواند و به زیارت آنها می‌رفت و برای آنها طلب مغفرت می‌نمود. امّا بعداً از چنین اعمال نسبت به منافقان نهی شد.

اكثر مفسران با استدلال به این آیه، ایستادن بر قبر و دعا كردن را عبادتی مشروع می‌دانند، ‌اگر چنین نبود خدای سبحان نهی از این عمل را مخصوص كافر نمی‌كرد.[1]

2. دلیل روایی

روایت‌های فراوانی از اهل بیت عصمت و طهارت به ما رسیده كه استحباب زیارت اهل قبور مخصوصاً زیارت ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ را می‌رساند، نمونه‌هایی از آن روایات را متذكر می‌شویم. الف. انس بن مالك از پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‌كند كه پیامبر فرمودند: «شما را از زیارت قبور نهی می‌كردم (امّا امروز می‌گویم) قبور را زیارت كنید كه شما را به یاد مرگ می‌اندازد.[2]

ب. عایشه روایت می‌كند كه حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: جبرئیل نزدم آمد و گفت: پروردگارت به تو امر می‌كند كه در قبرستان اهل بقیع حاضر شوی و برایشان طلب آمرزش كنی...».[3]

ج. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ هنگام زیارت قبور در كوفه فرمود: «السلام علیكم یا اهل الدّیار من المؤمنین و المسلمین و...».[4]

د. استحباب زیارت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و امام رضا ـ علیه السّلام ـ و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ از منابع شیعه از حد تواتر گذشته است. روایات فوق نشان می‌دهد كه زیارت اهل قبور، مورد تأیید و تأكید اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ بوده است.

3. شواهد تاریخی

زیارت قبور در اسلام تاریخ دیرین دارد، ‌زیرا پایه گذار زیارت قبور مسلمین پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ بودند و گروهی از وهابیون اعتقاد به زیارت قبور ندارند وآن را شرك می‌خوانند. در حالی كه با مراجعه به منابع اصیل‌شان و كتاب‌های تاریخی در می‌یابیم كه آنها نیز به مسئله زیارت قبور پرداخته‌اند.

الف. محمد بن سعد در الطبقات الكبری نقل می‌كند كه «در واقعه حدیبیه (سال ششم هجری) پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برسر قبر آمنه رفت و بر آن گریست و به مرمت و بازسازی آن پرداخت و هم چنین پس از حجه الوداع نیز به زیارت قبر مادرش آمنه رفت.»[5]

ب. بیهقی و محدثان دیگر نقل كرده‌اند كه حضرت رسول قبور شهدا را در احد زیارت كرد.[6]

ج. درباره حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نوشته‌اند كه ایشان به قصد زیارت حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بیرون می‌رفت و بر سر مزار آن حضرت گریه میكرد و برای آن حضرت دعا می‌كرد.[7]

د. تاریخ به ما نشان می‌دهد كه زیارت امام حسین ـ علیه السّلام ـ از شور انگیزترین زیارت‌ها بود و مورد تأكید و تشویق امامان بوده است و از سال 61 هجری تا سال 132 هجری (كه انقراض بنی امیه بوده) شیعیان تحت فشار حكومت نتوانسته‌اند زیارت كنند باز هم به عشق آن آقا و از راه مخفیانه به زیارت آن شهید می‌رفته‌اند. و كاروان زیارت آن حضرت در طول تاریخ تشیع از حركت باز نایستاد.[8]

[1] . مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسی، انتشارات اسماعیلیان، قم، ذیل آیه 84، سوره توبه؛ المیزان، علامه طباطبایی، انتشارات اسراء، قم، ذیل آیه فوق؛ تفسیر نمونه، حضرت آیت الله مكارم شیرازی، دار الكتب الاسلامیه، تهران، ذیل آیه فوق.

[2] . علامه امینی، الغدیر، ج 5، ص 166، به نقل از حاكم در المستدرك،‌ج 1، ص 375.

[3] . همان.

[4] . همان.

[5] . شوق دیدار، دكتر محمد مهدی ركنی، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، چ 4، 1381، ص 19 به نقل از بحار الانوار، مجلسی، ج 10، ص 441.

[6] . همان.

[7] . كشف الاسرار وعده الابرار، رشید الدین میبدی، ج 1، ص 626.

[8] . ر.ك: كامل الزیارات، ص 126؛ و ر.ك: خصائص الحسین، شوشتری، نبی الزهرا، قم.

 

 

تاریخ درج مطلب : ۱۲:۵۶ ۱۳۹۱/۵/۷

نظر به مطلب
نام:  
ایمیل:
متن:  500 حرف دیگر میتوانید تایپ کنید
کد امنیتی: 85059
   

آمار سایت

359 افراد آنلاین :
180 بازدید دیروز :
1045666 مشاهده کل :
174 مشاهده امروز :
این سایت متعلق است به 
قدرت گرفته از پرتال ترنم